تبلیغات
دوستداران سونیک - داستان بهلول و آب انگور

امروز:

داستان بهلول و آب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت : ای بهلول! من اگر انگور بخورم آیا حرام است؟

بهلول گفت : نه!

پرسید : اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم آیا حرام است؟

بهلول گفت : نه!

پرسید : پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم

و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟

بهلول گفت : نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟

گفت : نه!

بهلول گفت : حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم آیا دردت می آید؟

گفت: نه!

سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!

مرد فریادی کشید و گفت : سرم شکست!

بهلول با تعجب گفت : چرا؟ من که کاری نکردم!

این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی

اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی …


نوشته شده در : سه شنبه 6 بهمن 1394  توسط : haleshoo bebar.    نظرات() .

برچسب ها: داستان بهلول و آب انگور ،
How much does it cost to lengthen your legs?
یکشنبه 26 شهریور 1396 06:57 ب.ظ
Have you ever thought about creating an e-book or
guest authoring on other websites? I have a blog based on the same subjects you discuss and would really
like to have you share some stories/information. I know my subscribers would enjoy your work.

If you're even remotely interested, feel free to send me an e mail.
How do you prevent Achilles tendonitis?
یکشنبه 12 شهریور 1396 11:58 ب.ظ
Hi to every , since I am in fact eager of reading this webpage's post to be updated on a regular basis.
It carries fastidious material.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:24 ق.ظ
I absolutely love your blog and find many of your post's to be exactly I'm looking for.
Would you offer guest writers to write content to suit your
needs? I wouldn't mind creating a post or elaborating on a number of the subjects you write in relation to here.
Again, awesome weblog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر